پيام دوستان
+
من غزل بودم، رهايم کرد دستي ناتمام
شاه شطرنجي که تا آخر همان سرباز ماند
.
از بهاي عشق پرسيدم، نوشتي: آه و اشک
پاسخت امّا ميان هالهاي از راز ماند
.
محمّد عابديني
#به_وقت_شعر
هما بانو
03/10/29

دلم رازي نالان و غمگين سر داده بود. لاجرم بر ماندن يا رفتني غريب سخن مي گفت همي. يار خوش زبان من اما داغ يار بر بالين ديده بود. زمهرير عاشق شد در پي تقدير و صحراي احمر مدني در خفا بايد مي بود. حال من حال غريبي ست اين روزا هم در ماندن هم در رفتن مخير گشته بود دلم تنگ ميشود براي آن يار جاني ندا آمد که حيدر با تو پيمان بسته بود مي روي اي خوش روان هجرت بنماي اما يار بايد بايد ني تمود
+
عمريست عاشقت شده اين مرد بي قرار
اين مرد زخم خورده ي شيداي سوخته
#تک_بيت
#خط_خودکاري
محمّد عابديني

هما بانو
03/10/29
+
اعضاي تيم فوتبال *پارسي بلاگ*

شبگرد تنهايي
03/10/16
ايستاده از چپ : راشد خدايي - جاده - حسين کارگر - ايمان - دخو - زندگي کارواني - ذره بين زنده - رضا - سيد عليرضا - سيد مهدي شيرازي - پوريا
پس بدانيم بهترين دوست خداست و بهترين مال دنيا پدر و مادر است و بالاترين و شايسته ترين رفتار اين است که سخن ولايت را ارج نماييم و بدان عمل کنيم /// *عالي * /// خدا بزرگه ...
+
ما گفتيم حالمان خوب است
تو باور کردي
و گفتي شکرِ خدا
.
ما گفتيم تنهايي م
تو باور کردي
و رفتي تا نا کجاها
.
زمانه عجيب شده نمي دانم گفته هايم فرق دارد يا باورهايش

هما بانو
03/10/11
1 فرد دیگر
19 فرد دیگر
+
اينهمه که دکتر معزي در حق َم استادي کرد
استاداي دانشگاه َم نکردند !
اينهمه که ايشان خوب بودن را يادم داد
خوب هايي که دور و برم بودند ندادند
دنياي مجازي رو جدي بگيريم
رفتارهايمان اثرگذار است
حتي شايد به شوخي و خنده بگذرد !
و شما مي توانيد در حق ديگران دوستي کنيد
برادري کنيد، دلداري دهيد بقول حضرت رسول باهل باشد .. : )
*انتقادات پذيرفته مي شود *
هما بانو
03/10/11
+
هيچوقت فکر نميکردم از رفتن آقاي رئييسي اينهمه ناراحت بشم
اينهمه گريه کنم
خدايا بما صبر بده
خديا جاشونو پر کن
به وبلاگ رسمي
03/9/5
جاي هيچ کس هيچوقت قابل پر کردن و جا سازي ساير به جاي واحد نخواهد بود همه ما مرام و خصوصياتي داريم مختص به متکلم وحده يعني هرکس با استعدادها و مرام ها و باورهايي متولد ميشود پرورش مي يابد و به وقت نياز به کار گرفته ميشوند مثل شهيد سردار سليماني و شهيد رئيسي اينجا بدترين آدمها هم خصوصياتي دارند که شايد احسن الخالقين هم قادر به جبران و جايگزيني آن فرد نميشود
چه برسد به اينکه جواهراتي و عجيبه هايي چون شهيدان بزرگواري که بيان داشتم من هم به عنوان احمق ترين و بدون کوچکترين حسنات هم شايد خصوصياتي و پتانسيلهايي در من طول عمرم به جريان افتاده باشد که روزي بيعتم ارزش يابد و براي مرام بيعتمداري و خلوص سربازي خود به درد مولي و عشق دنيا و آخرت ام بخورم
*ترخون بانو*
03/7/1
به چه کار آيد جز حسرت دل از پي دوست من شکيبايي را در زندگي برگزيدم و افسوس جدل با دل خود مهمان ويژه اين بازي بود خاطري دارم پر از زرق و برق زيباي اخوت و مروت اما چه سود در اينجا هم دلي و همسفري با هم متقارن نبود هرکي به سوي تقدير جفا مي کرد يار سوگل خويش را نجوا مي کرد يادم ايد آن روز شيرين سرکش از آن ديار آشنا و قديم حال گذشته از همه احوالم آن دل زمهرير و خوش خط و خالم کو
+
بار دگر مرا از خواب بيدار کن رئيس (جمهور)
يک هم که شد دل را تيمار کن رئيس
گو و بخند گو نيست اين ماجرا
دستم بگير و رد اين اخبار کن رئيس
تکيه بزن بر کرسي عدل علي
ابرار را نزد خود احضار کن رئيس
عذاب عزلت يک مرد را
با خنده اي اجبار کن رئيس
خرابات خيال خادمي خسته
به يک نقاره انکار کن رئيس
مادرم مُرد از بس خون گريست
خنده را بر او بي اختيار کن رئيس
هما بانو
03/6/24
هما بانو
03/6/24
+
سلام دوستان
خيلي وقته پارسي بلاگ سر نزدم،متاسفانه
اين روزها همه مردم ايران درگير کرونا، فشار اقتصادي و موارد ديگر هستند.
خيلي مواظب خودتون باشيد، متاسفانه توي اين دور زمونه تنها چيزي که براي ما انسانها اهميت نداره جان ما هست.
اين روزها هم سپري ميشه و باقي نخواهد ماند و بايد از اين دوران هم به نحو احسن تجربه آموخت.
ورزش کردن رو فراموش نکنيد تغذيه مناسب همراه با فکر آرام و بدور از استرس که
هما بانو
03/6/24
ميدانم سخت هست نسخه ي جادويي مبارزه و درگير نشدن با اين بيماري لعنتي و منحوس ميباشد.
کتاب بخوانيد، شعر بخوانيد و موسيقي و فيلم خوب ببينيد.
اگر در دوران نامزدي بسر ميبريد ازتون استدعا دارم که مراسم هايي که خواهيد تدارک ديد را متوقف کنيد و ديدار و بازديدهايتان را بصورت مجازي و تماس هاي تصويري انجام دهيد.
دو ماهي هست که تنها مادربزرگ را از نزديک نديدم و همين اواخر برادرم بعد از هفت
هشت سال صاحب دختر خانمي بنام ملورين شد که حتي با تمامي اشتياق و ذوق اورا هم نميتوانيم ببينيم و اين لذايذ را از خودمان دور کرديم.
من حتي خانه ي پدر خانم و مادرخانمم هم کمتر ميروم و سعي ميکنم نشستن هايمان به شب نشيني تبديل نشود با اينکه من تنها داماد آنها هستم و وظيفه دارم بيش از اين به انها سر بزنم اما دريغ که اين روزهاي کرونايي از ما دلخوشکنک هاي عادي راهم گرفته است.